تبليغاتX
آرسنال.ميلان.بارسلونا
یکشنبه سی ام دی 1386
معرفی ستارگان فوتبال
رائول تاریخ تکرار نشدنی رئال مادرید

رائول گونزالس
رائول حالا به تاریخ فوتبال اسپانیا پیوسته است. گلزن نامدار لیگ قهرمانان، دارای همسری خوب و مهربان و حساب بانکی ای نجومی، پس چرا او تا این حد زندگی را دشوار میبیند؟

رائول گونزالس (Raul Gonzalez) از مشهورترین مردان قهرمان و ورزشکار در جهان است. او گلهای فراوانی در لیگ قهرمانان به ثمر رسانده و سه بار جام پر افتخار آن را بر بالای سر خود گرفته است. او در اسپانیا از شهرت فراوانی برخوردار است. زمانی که سر آلکس فرگوسن (Sir Alex Ferguson) او را بهترین بازیکن دنیا نامید، خیلی ها در مورد اهانتها و تهمت های عجیب و غریبی که به او نسبت داده میشد، سکوت اختیار کردند.

او خیلی جدی کار می کند و در سختی ها همواره می خندد. در رئال مادرید یک بازیکن ثابت و حیاتی است. او از 17 سالگی به یکباره در دنیای فوتبال شناخته شده و همگان بازی پا به توپ او را تحسین کردند.
فلورنتینو پرز هر سال یک ستاره بزرگ خریداری می کند اما کدام ستاره پس از این همه سال، جای رائول را در قلب هواداران رئال مادرید و اسپانیا گرفته است؟

هرچند زیاد در محافل خبری و ورزشی حاضر نمی شود و دوست ندارد زیاد مصاحبه کند و از حاشیه متنفر است، اما معتقد است: "احتیاجی به توجه سایرین ندارم. دوستان من مرا به خاطر خودم دوست دارند، نه به خاطر شهرت، ثروت و قیافه!!"

او خیلی ساکت است، بسیار مؤدب است، تانگوی او همان قدر زیباست که حرکات پا به توپش. اما برخلاف این همه روحیه مثبت همراه با خنده و شادی که از او شنیده بودم، وقتی وارد دفتر مجله 4-4-2 شد خیلی غمگین به نظر رسید. از او پرسیده شد که آیا مشکلی برایت پیش آمده؟ ولی او فقط سکوت کرد. و کمی خندید.

ستاره ای که با همه فرق دارد
او همانطور که توپ را کنترل می کند، زبانش را نیز کنترل می کند. بسیار منطقی و ساکت است. در زمین لاس روساس که رئال مادرید از فدراسیون فوتبال اسپانیا اجاره کرده است، همیشه آخرین نفری است که از زمین خارج می شود و در حالی که سایر بازیکنان با بی. ام. و. های خود به سرعت و با سر و صدا از میان جمعیت عبور می کنند، او صبر می کند تا هیجانها فروکش کند و سپس از درهای زرد پشتی زمین تمرین به آرامی و غرق در سکوت از آنجا خارج می شود.

رائول با همه فرق دارد. وقتی می خواهم از کارلوس بنویسم می روم به سراغ صحرای افریقا؟ یا نه...سر بدون موی او و یا داندانهای جالبش، درباره رونالدو از چیزهایی مثل هویج یا زانوی شکسته یا مردی که ماهی یک بار زنش را طلاق می دهد، درباره زیدان، خروسی که گاهی عصبی می شود، درباره بکهام، هواپیمای جتی که او را در عرض سه ثانیه به کره ماه می رساند تا به همه ثابت شود او ثروتمندترین است، اما راستش را بخواهید نمی دانم که باید درباره رائول چه بنویسیم!

او دوست ندارد فیلم بازی کند یا در برنامه های تبلیغاتی شرکت داشته باشد. وقتی از او می پرسم که دوست داری اوقات گرانبهایت را چگونه بگذرانی تا شاید سوژه ای به دستم بیاید او می گوید: "دوست دارم پهلوی گرانبهاترین موجود دنیا یعنی همسر زیبایم نشسته باشم و با او صحبت کنم. دیگر هیچ چیزی نمی خواهم"...خوب، با این همه احساسات که نمی شود حاشیه نویسی کرد! سعی می کنم با ترفند های ژورنالیستی او را تحت فشار قرار دهم تا شاید بشود مصاحبه را جنجالی کرد! اما سکوت او ربطی به مظلومیت او ندارد و خیلی هم روانشناسی می داند و اجازه نمی دهد کسی او را تحت فشار قرار دهد.

یک شلوار جین پوشیده است که رنگ آن تازه در اسپانیا و مخصوصاً مادرید مد روز شده است و نشان می دهد که رائول به مد هم خیلی اهمیت می دهد.

چیزی شبیه بیوگرافی

او در سال 1977 ماه ژوئن در شهر مادرید به دنیا آمده است. ستاره رئال از آتلتیکو مادرید شروع کرد و خسوس خیل تا زمانی که ریاست آن باشگاه را به عهده داشت، رائول را در تیم جوانان آتلتیکو تمرین میداد.

او به همراه خانواده اش در سن 15 سالگی مجبور شد به خاطر شغل پدرش به کاستیانا نقل مکان کند. شخصا" در این باره می گوید: "خیلی شانس آوردم. سفر به کاستیانا باعث شد از آتلتیکوی فاصله بگیرم و به رئال مادرید پناه بیاورم. جایی که خانه اول و آخرم شد و برای همیشه آرامش خود را یافتم."

خانواده رائول هنوز هم از هواداران رسمی و بزرگ آتلتیکو مادرید هستند و در بازیهای بزرگ مادرید، آنها با وجود بازی رائول در رئال، هواداران آتلتیکومادرید هستند.

رائول در اولین دیدار مادرید و آتلتیکو در خط حمله مادرید، پیروزی 4 بر 3 رئال را تجربه کرد. او در آن دیدار سه گل زد! و خب سران رئال مادرید را شگفت زده ساخت. رائول از 17 سالگی وارد رئال مادرید شد و اکنون فرزند رئال مادرید لقب گرفته است.
والدانو که اکنون مدیر فنی یا مدیر بخش ورزشی رئال مادرید است، درباره رائول می گوید: "با دیدن او و اشتیاقش برای بازی فوتبال به یاد جوانان مشتاق آرژانتینی می افتادم. او عالی کار می کرد و من در تمام بازی ها به او میدان می دادم تا روز به روز پیشرفت کند. آینده روشن و پر فروغ او را از همان سال ها در مقابل چشمانم به وضوح می دیدم".

والدانو ادامه داد: "من گاهی او را در ترکیب نمیگذاشتم و او بسیار عصبی و دلگیر می شد. بعدش نزد من می آمد و می گفت که اگر می خواهی پیروز شوی مرا وارد زمین کن. من هم می دانستم که راست می گوید چون به محض ورود به زمین حریف را آنچنان گیج می کرد که اگر خودش در عرض 60 دقیقه گل نمی زد، لااقل باعث گلزنی هم تیم هایش می شد اما برای اینکه نتواند به من دستور بدهد گاهی حرف او را علیرغم شکست تیم گوش نمی کردم. چون باید احترام به مربی را یاد می گرفت".

رائول در این باره می گوید: "این رفتار کودکانه ام را نمی توانستم عوض کنم. هر کسی ذات خود را دارد. در فوتبال نقش من گل زدن بود و والدانو هم این می دانست. بله قبول دارم من در نوجوانی گاهی خیلی عصبی می شدم و حتی یادم می آید که چند بار در عالم کودکی خود با والدانو جنگ لفظی هم داشتم".

رائول 17 ساله در آن زمان کسانی مثل لادروپ، ردوندو، ، هیه روی جوان! ... و خیلی از بزرگان را ملاقات کرد. او در لالیگا یک گلزن تمام عیار بود تا اینکه با زدن بیش از 200 گل به رائول بزرگ و ستاره تبدیل شد. رائول درباره ورود فلورنتینو پرز به باشگاه رئال مادرید گفت: "وقتی پرز وارد باشگاه شد، خیلی از چیزها عوض شد. مخصوصاً وضعیت اقتصادی باشگاه که به مراتب بهتر شد! به محض ورود او، رئال مادرید یک تور بزرگ آسیایی را برای نخستین بار تجربه کرد. ما در آن سفر پول زیادی به جیب زدیم و بازیکنان کم کم متوجه شدند که جدا از حقوقشان از راه های فراوانی می توانند ثروتمند شوند."
دیوید بکهام

نام کامل: ديويد رابرت جوزف بکهام، متولد: 2/5/1975، مليت: انگليسي، محل تولد: ليتون استون، وزن: 92/73 کيلوگرم، قد: 180سانتي متر، اولين بازي ملي: 1 / 6  1996/ باشگاه فعلي: رثال مادريد

ديويد بکهام فوتبال حرفه اي خود را از جوانان منچستر آغاز مي کند چند ماه پس از حضوراو در تيم جوانان منچستر يونايتد وي براي بازي در جام اتحاديه انگليس به تيم بزرگسالان دعوت شد. هر چند در اولين حضورش در تيم بزرگسالان منچستر يوناتيد نيمکت نشين بود ولي دو سال و نيم بعد بکهام به همراه تيم بزرگسالان براي اولين بار حضور در ليگ برتر را تجربه کرد. فصل 96/1995اولين حضور بکهام در ليگ برتربود.سرانجام ديويد بکهام دوم آوريل 1995 اولين بازي اش را در ليگ برتر مقابل ليدز يونايتد تجربه کرد و در واقع فصل 96- 95 آغازي بود بر درخشش اين بازيکن در فوتبال انگليس.ديويد ابتدا در پست هافبک راست مشغول به بازي شد که سابق بر آن پست آندري

کانچلسکيس در منچستر محسوب مي شد و گلهاي زيباي خود را از همين جا آغاز کرد. مخصوصاً گل به يادماندني اش در مرحله نيمه نهايي جام حذفي باشگاههاي انگليس در مقابل چلسي و اين فصل با قهرماني در دو جام براي شياطين سرخ به پايان رسيد.فصل 97/1996 دومين فصل حضوروي در ليگ برتر بود. او مشهورترين گل خود را در اين فصل و در مقابل تيم ويمبلدون به ثمر رساند و با ضربه اي زيبا از وسط زمين دروازه ويمبلدون را در سل هارست پارک باز کرد. او اولين حضورش در تيم ملي انگليس را در اول سپتامبر 1996 تجربه کرد و به همراه اين تيم به مصاف مولداوي در کيشنف رفت پيش از آن ديدار، بکهام سابقه بازي در تيم ملي زيرا 21 سال انگليس را در کارنامه خود داشت.بکهام سال 1997 به همراه منچستر به عنوان قهرماني ليگ برتر انگليس دست يافت. او بدون شک نقشه به سزايي در اين قهرماني ايفا کرد و به عنوان بازيکن برتر انگليس در اين سال برگزيده شد. گلن هادل سرمربي وقت تيم ملي انگليس بکهام را براي حضور در رقابتهاي جام جهاني 1998 فرانسه دعوت کرد. او در دو بازي نخست انگليس نيمکت نشين بود. اما در سومين بازي تيم ملي انگليس مقابلکلمبيا به ميدان رفت و گلي زيبا روي يک ضربه آزاد در اين ديدار به ثمر رساند.در جام جهاني 1998 فرانسه و ديدار انگليس و آرژانتين درگيري بکهام با ديگوسيمونه منجر به اخراج اين بازيکن شد و شايد همين امر نقشه زيادي در شکست تيم ملي انگليس در اين بازي حيثيتي داشت. اما بکهام همچنان به پيشرفت ادامه داد و درخشش او در سال 1999 وي را در کنار ريوالدو کانديداي دريافت عنوان بهترين بازيکن اروپا وجهان کرد.بکهام در نخستين بازي فصل 99-1998 منچستر يوناتيد برابر لسترسيتي باز هم منجي شياطين سرخ شد و با گلي زيبا از روي يک ضربه کاشته منچستر را از شکست نجات داد. سال 1999 براي بکهام سالي پر از افتخار بود. قهرماني در ليگ برتر انگليس، قهرماني در جام حذفي و سرانجام قهرماني ليگ قهرمانان اروپا کلکسيون افتخارات اين بازيکن را کامل کرد. بروتلين فرزند اول ديويد بکهام نيز سال 1999 چشم به جهان گشود و بکهام در اين سال طعم پدرشون را چشيد.سال 2000 آغازتنشهاي ديويد بکهام و سرآلکس فرگوسن سرمربي منچستر بود. تا جايي که او به فکر جدايي از اولترافورد افتاد اما پس از چندي از تصميم خود صرفنظر کرد تا آينده اي درخشان را در منچستر بسازد، بدون شک بکهام نقش به سزايي در قهرماني شياطين سرخ در فصل 2000 داشت و او به مشهورترين بازيکن تاريخ

انگليس تبديل شد. شوتها، ضربات آزاد و پاسهاي ديدني او حاکي از استعداد سرشار اين بازيکن است. اين فاکتورهاي بکهام همگان را به ياد روزهاي جواني و اوج پل گاسکوئين ديگر بازيکن بزرگ انگليس مي انداخت.در نوامبر سال 2000 پيتر تيلور سرمربي وقت تيم ملي انگليس بازوبند کاپيتاني را براي اولين بار در بازي دوستانه انگليس مقابل ايتاليا بر بازوي ديويد بکهام بست. پس از بازنشستگي آلن شيرر و به دنبال او توني آدامز حالا نوبت به ديويد رسيده بود تا در داخل زمين هدايت بازيکنان تيم ملي انگليس را بر عهده بگيريد.

اسون گوران اريکسون نيز در اولين حضورش به عنوان سرمربي جديد تيم ملي انگليس در يک بازي دوستانه در استاديوم ويلا پارک به مصاف اسپانيا رفت و سه بر صفر حريف خود را مغلوب کرد.بکهام در رقابتهاي مقدماتي جام جهاني 2002 عنوان کاپيتاني خود را در تيم ملي انگليس حفظ کرد در اه مارس سال 2001 انگليس در آنفيلد ميزبان فنلاند بود و کاپيتان بکهام اولين گل ملي خود را براي انگليس در همين بازي به ثمر رساند که منجر به پيروزي 2 بر 1 انگليسي ها بر فنلاند شد.بکهام در فصل 2001 هم آغاز بسيار خوبي در تيم منچستر داشت و دستورات الکس فرگوسن را به خوبي در زمين پياده مي کرد اما پس از کريسمس تيم منچستر فرم ايده آل خود را از دست داد و حذف از رقابتهاي ليگ قهرمانان اروپا در ورزشگاه مونيخ خاطره تلخي را از اين رقابتها براي بکهام به جاي گذارد.- بکهام در سال 2001نقشه

ارزنده و بسيار موثري در تيم ملي انگليس و همچنين منچستر ايفا کرد. بازي درخشان او مقابل تيم ملي يونان و گلهاي به ياد ماندني اش در منچستر همواره در خاطره ها خواهد ماند. او فصل بسيار پرکاري را پشت سر گذاشت والکس فرگوسن ترجيح داد تا

براي جلوگيري از خستگي بيش از حد بکهام او چند بازي آخر را نيمکت نيش باشد. اما بازگشت دوباره بکهام پس از استراحتي کوتاه مدت با مصدمميت شديدش همراه شد و او در بازي مقابل دپورتيو دچار آسيب ديدگي شد. فصل 2003- 2002 همراه با تولد دومين پسر ديويد بکهام همراه بود. رومئو در سپتامبر2002 متولد شد. در اين فصل بکهام شش گل براي يوناتيد به ثمر رساند و9بار با پاسهاي اين هافبک ارزشمند منچستر به گل رسيد تا اين تيم جام قهرماني را در اين فصل نصيب خود کند و آرسنال ديگر مدعي جدي اين فصل را پشت سر بگذارد. همراه

با قهرماني منچستر در اين فصل ديويد بکهام نيز جايزه بهترين بازيکن سال انگليس را از سوي هواداران فوتبال در اين کشور به خود اختصاص داد14 بکهام در ادامه فصل 2003- 2002 بازيهاي درخشاني از خود در منچستر به نمايش گذاشت اما اين فصل آغاز درگيري هاي جدي او و سرآلکس فرگوسن مربي منچستر بود. بکهام با کوتاه کردن موهايش و تغيير فرم آرايش آن توجه مطبوعات و

رسانه هاي ورزشي را به خراشي که بر روي پيشاني اش در اثر پرتاب کفش توسط فرگوسن درختکن منچستر ايجاد شده بود جلب کرد و شايد همين موضوع بکهام را به جدايي از اين تيم را سخ تر از پيش کرد15 کشمش ها بين بکهام و فرگي در منچستر همچنان در فصل 2003- 2002 ادامه داشت. در اين فصل بکهام اولين پيشنهاد رسمي را از سوي باشگاه رئال مادريد دريافت کرد، پيشنهاد معادل 35 ميليون پوند.در مرحله يک چهارم نهايي رقابتهاي ليگ قهرماني اروپا در همان فصل منچستر در اولترافورد ميزبان رئال بود و توانست4 بر3 ميزبان خود را شکست دهد بکهام زننده دو گل شياطين سرخ در اين بازي بود. او با درخشش خود وفاداري اش را به تيم منچستر اثبات کرد. اما پس از آن همچنان پيشنهاد هاي و سوم سه برانگيز باشگاههاي بزرگ اروپايي ادامه يافت16- کاپيتان تيم ملي انگليس در بازيهاي مقدماتي يورو2004هم براي تيم کشورش درخشيد و در چهار بازي نخست تيم ملي انگليس در مرحله مقدماتي رقابتهاي يورو

2004 گلزني کرد. اما بکهام در ديدار جنجالي انگليس مقابل ترکيه از بازي اخراج شد و به دنبال آن بازي ماه ژوئن مقابل تيم اسلواکي را از دست داد. در پايان آن فصل تمام توجه مطبوعات معطوف به آينده بکهام بود. بازيکني که مورد توجه رم، ميلان، رئال مادريد و بارسلونا قرار گرفته بود و همه اين تيم ها خواهان جذب او بودند17- بارسلونا اولين باشگاهي بود که رسماً درخواست خود را مبني بر تمايلش جهت

.جذب ديويد بکهام تقديم منچستر يوناتيد کرد اما در اين بين تنها يک تيم بود که توانست گوي سبقت را براي جذب اين ستاره انگليسي بربايد. در ژوئن سال 2003 ديويد بکهام باعقد يک قرار داد چهار ساله به تيم رئال مادريد قهرمان باشگاههاي اسپانيا پيوست. منچستر در ابتداي قراردادش با رئال مبلغ 5/17 ميليون پوند بابت فروش بکهام دريافت کرد که اين مبلغ با توجه به حضور بکهام در رقابتهاي ليگ قهرمانان و

نمايش او در رئال تا 25 ميليون پوند قابل افزايش بود18- سرانجام بکهام راهي رئال شد و جدايي او از منچستر يوناتيد خلاء بزرگي در خط

مياني اين تيم بوجود آورد. سرخپوشان اولترافورد با از دست دادن کاپيتان تيم ملي انگليس شايد توجه بسياري از رسانه ها و محافل ورزشي را که معطوف به بکهام بود از دست دادند. بکهام طي سال هاي حضورش در منچستر در 397 بازي که براي اين تيم انجام داد 86 گل به ثمر رساند. 19- شروع کار بکهام در رئال با انتقادات زيادي همراه بود. بسياري معتقد بودند که او نمي تواند در تيم رئال شرايط آرماني خود را باز يابد و همانند گذشته بازيهاي خوبي از خود ارائه دهد. اما اين هافبک ارزشمند پاسخ هواداران را به گونه اي ديگر داد و در

سه بازي مختلفي که براي رئال به ميدان رفت دو بار گلزني کرد. هر چند پس از آن ادعايي بر ارتباط نا مشروع بکهام علاوه بر زندگي خصوصي بر فوتبال او تاثير زيادي گذاشت فصلي که بکهام به همراه رئال بدون کسب هيچ عنواني پشت سر گذاشت. و بالاخره در تابستان سال 2004 بکهام بازيهاي بسيار ضعيفي را در رقابتهايي يورو2004 از خود به نمايش گذاشت و با از دست دادن دو پنالتي حساس موجبات حذف تيم ملي انگلستان را از گردونه اين رقابتها فراهم کرد. فصل 2005- 2004 نيز ديويد موفق به کسب مقامي به همراه رئال نشد. فصل 2006- 2005 نيز فرصت مناسبي براي ديويد بکهام خواهد بود. تا مجدداً به روزهاي اوج خود باز گردد خصوصاً اينکه او اکنون به همراه تيم ملي انگليس در جام جهاني حضور دارند و همچنين به همراه رئال به مرحله بعدي رقابتهاي ليگ قهرمانان اروپا راه يافته است.

 

بیوگرافی فابرگاس ستاره جوان آرسنال

سسک فابرگاس در 4 مِی سال 1987 میلادی در آرنا دِمار ایالت کاتالونیای اسپانیا متولد شد.فوتبال حرفه ایش را از تیم ب بارسلونا شروع کرد.وی با تیم زیر 17 سال اسپانیا قهرمان جام جهانی زیر 17 ساله های جهان شده است.او در این جام به عنوان بهترین بازیکن و بهترین گلزن انتخاب شد.

.

هنگامیکه او تنها 16 سال بیشتر نداشت با مبلغ قرارداد 2.25 میلیون یورو به انگلیس رفت تا فوتبال حرفه ایش را در آرسنال دنبال کند.او در حالیکه 16 سال و 177 روز داشت به عنوان جوانترین هافبک تاریخ باشگاه آرسنال به میدان رفت.او در اولین بازی اش که در تاریخ 23 اکتبر سال 2003 بود برای آرسنال خوش یمن بود و آرسنال در آن روز بعد از تساوی 1-1 موفق شد در ضربات پنالتی در جام حذفی انگلیس به پیروزی برسد.نبوغ بعدی وی هنگامیکه بود که پای وی در برد 5-1 آرسنال مقابل ولورهمپتون به گل باز شد.وی نگاه ها را هنگامیکه که در جام خیریه انگلیس در برابر منچستر یونایتد به میدان رفت به خود اختصاص داد.آرسنال در آن بازی 3 بر 1 پیروز شد.هنگامی او در لیگ برتر به میدان رفت تا جای خالی پاتریک ویرا را پر کند.در آن بازی آرسنال در خارج از خانه اورتون را 4 بر 1 در هم کوبید.سس به عنوان بازیکن فیکس در بازی بعد و بعد تر به میدان رفت.اولین گل لیگ برتری وی در مقابل بلک برن بود که آرسنال با نتیجه 3 بر صفر بازی را به سود خود به پایان رساند.متاسفانه پاتریک ویرا از بند مصدومیت رها شده به ترکیب اصلی بازگشت و جای سس جوان را گرفت و وی به نیمکت ذخیره ها روانه شد.اما چند بازی بعد وی در کنار پاتریک ویرا به میدان رفت.چند بازی بعد در حالیکه پاتریک ویرا غایب بود وی در جام باشگاه های اروپا در مقابل پاناتینایکوس به میدان رفت و آن باری با حساب 2-2 به پایان رسید و اولین بازی وی در جام باشگاه های اروپا انجام شد.وی در آن سال اولین جام قهرمانی خود به همراه آرسنال را در جام حذفی انگلیس کسب کرد.تابستان سال بعد پاتریک ویرا به یوونتوس پیوست و راه را برای این جوان اسپانیایی کاملاً باز گذاشت.وی با درخشش در بازی مقابل یوونتوس در جام باشگاه های اروپا که با گلزنی و گل سازی او برای آنری همراه بود، آرسنال را با نتیجه 2 بر صفر به پیروزی رساند و نگاه مردم و رسانه های جهان رو به خود جلب کرد.آرسنال در آن سال با بازی های او نائب قهرمان جام باشگاه های اروپا شد.وی به تیم ملی اسپانیا دعوت شد و اولین بازی اش را مقابل لیختنشتاین که با حساب 4 بر صفر به نفع اسپانیا به پایان رسید را انجام داد.سِس هم اکنون علی رقم سن کم ، از رکن های اصلی آرسنال به حساب می آید و همگان بر این باورند که آینده ای درخشان تر در انتظار اوست.

 

معرفی لیونل مسی ستاره جوان بارسلونا

 

TinyPic image

نام:لیونل مسی
محل تولد:سانتافه(آرژانتین)
تاریخ تولد:24 جون1987
قد:cm169
وزن:kg67

لیونل مسی فوتبال را به صورت حرفه ای در سال 1995 در تیم Newell''''''''''''''''s Old Boys آرژانتین آغاز کرد.او بازی در این تیم را تا سال 2000 ادامه داد و سپس به اروپا آمد تا بخت خود را در قاره ی سبز بیازماید.او به تیم زیر 14 سال بارسلونا پیوست و مدارج ترقی را یکی پس از دیگری در تیمهای CوBواصلی بارسلونا با سرعتی فوق العاده طی کرد. در فصل 04-2003 در حالی که تنها 16 ساله بود برای اولین بار با پیراهن مقدس آبی و اناری در دیداری تدارکاتی در برابر F.C Porto به مناسبت افتتاح ورزشگاه جدید Dragao در مستطیل سبز حضور یافت.

اولین بازی رسمی او در دربی کاتالونیا در Stade de Olympico در 16 اکتبر 2004 بود که به پیروزی 1-0 آبی و اناری ها انجامید. در فصل 06-2005 که عده ی زیادی از هم تیمی های لئو آسیب دیده بودند او نیز جزو کسانی بود که باید جای خالی هم تیمی های خود را پر میکرد و بدین ترتیب لئو جزو بازیکنان اصلی آبی و اناری ها شد.در یکم می 2005 او با 17 سال و 10 ماه و 7 روز لقب جوانترین گلزن تاریخ شکوهمند باشگاه بارسلونا را از آن خود کرد،این گل در برابر تیم آلباسته به ثمر رسید.

در جام جهانی زیر 20 سال در هلند او نه تنها به همراه آرژانتین قهرمان جهان شد،بلکه عنوان برترین گلزن و بهترین بازیکن را نیز از آن خود کرد و پس ازمدتی برای اولین بار در یک دیدار ملی در برابر مجارستان به طور کامل بازی کرد.

در فصل 06-2005 لئو با درخشش در دیدار سنتی خوان گمپر در برابر یوونتوس خود را مجددا به جهانیان نمایاند.در فتح به یاد ماندنی سانتیاگو برنابئوتوسط کاتالانها با نتیجه ی 0-3 نقش به سزایی ایفا نمود.او در برابر چلسی نیز فوق العاده بود و میتوان گفت که چلسی را یک تنه از Champions League خارج کرد.در دیدار برگشت در برابر چلسی مصدوم شد و باقی بازیهای فصل را از دست داد.او در این فصل 17 بار در Liga ، و 6 بار در Champions League و 2بار در Copa Del Rey حضور یافته و 8گل به ثمر رسانید.
TinyPic image
پس از رهایی از مصدومیت او در جام جهانی در ترکیبAlbi-Celeste نیز حضور یافت و در یک چهارم نهایی با شکست در مقابل میزبان جام جهانی از ادامه ی جام جهانی باز ماند.
در فصل 07-2006 او در حالی که از ستونهای تهاجم بارسا بود در برابر زاراگوزا در Liga مصدوم شد و سه ماه از همراهی تیمش باز ماند.پس از رهایی از مصدومیت و بازی در مقابل والنسیا او،لئو دوست داشتنی و آماده را دوباره به همگان نشان داد ولی به همراه سایر آبی اناری پوشان نتوانست از عنوان قهرمانی بارسلونا در Champions League دفاع کند و با سرهای بالا در آنفیلد با این مسابقات وداع کردند.
در ال کلاسیکو لئو با یک هت تریک رویایی نام خود را در تاریخ این مسابقات در کنار خوان رامون پرا،سزار رودریگز،اواریستو و گری لینه کر(آبی و اناری پوشانی که قبلا در مقابل مادریدی ها هت تریک کرده بودند) جاودان ساخت تا مادریدی ها او را هرگز از یادشان نبرند و از طرفی غیبت خود،در دیدار رفت(به علت مصدومیت)را نیز جبران کرده باشد.حرکت به یاد ماندنی او پس از گل باعث شد که باشگاههایی که به دنبال به در آوردن پیراهن آبی و اناری از تن او بودند،رویای به خدمت گرفتن او را نیز از سر بیرون کنند.

خصوصیات: لئو یک بازیکن غیرعادی است،او به شدت خلاق،و ماهر در پشت سر گذاشتن مدافعان است.او چپ پای فوق العاده ای است که در هر یک از بالها و یا حتی در نوک پیکان تهاجم نیز موفق است.با وجود قد کوتاه،او بسیار سریع و پرقدرت است،و تخصص او زنده کردن موقعیتهای مرده و استفاده از ضربات شروع مجدد است.لئو یک بازیکن استثنایی با توانایی انجام مسئولیتهای مختلف در هنگام نیاز است.سرنوشت لئو با موفقیت مانوس شده است.

افتخارات: -بارسلونا: 06-2005:Champions League 06-2005:Liga 06-2005:Spanish Super Copa 05-2004:Liga -
تیم ملی آرژانتین: 2004:قهرمان جام جهانی زیر 20 سال

 

عادل،تنها پسر فوتبالی خانواده فردوسی پور

عادل،تنها پسر فوتبالی خانواده فردوسی پور

 

small font medium font large font
image
رفت؛ هیچ‌وقت پشت سرش رو هم نگاه نکرد. یکی از دوستانش در روزنامه ابرار ورزشی، هنوز هم ناامید نشده و هرازچندگاهی با شماره همراه او تماس می‌گیرد.

اتفاق جدیدی نمی‌افتد، منتهی او دیگر تلفن‌های روزنامه ابرار را جواب نمی‌دهد. کسی نمی‌داند چه بین او و روزنامه‌ای که فعالیتش را در آن آغاز کرد گذشت اما او حالا دیگر جواب نمی‌دهد.

عادل فردوسی‌پور اما هیچ‌وقت نمی‌تواند «90» را دوست نداشته باشد؛ برنامه‌ای که از ذهن او متولد شد و تا آنجا پیش رفت که کمتر علاقه‌مندی در فوتبال وجود دارد که ترجیح دهد دوشنبه شب را در خواب باشد تا جلوی صفحه تلویزیون. او از برنامه‌اش لذت می‌برد؛ شاید بیش از گزارش‌کردن یک بازی؛ «آره! ترسناک‌بودنش هم جالبه. همین که یک چیزی بگیم که دعوا بشه، یک چالشی ایجاد می‌کنه که جالبه. به نظرم، این یک ترس لذتبخشه».

کمی هم کمتر، به گزارش‌کردن روی خوش نشان می‌دهد: «وقتی بازی‌ها خوب باشند، گزارش می‌چسبه. برای من باشگاه‌های انگلیس از همه لذتبخش‌تره. از این کارم لذتی می‌برم که مطمئنم تو رشته‌ای که درسش رو خوندم، نمی‌تونستم این لذت رو ببرم».

من قرمزم یا آبی؟
او گزارشگر بی‌طرفی است؟ بسیاری از پرسپولیسی‌ها می‌گویند او استقلالی است. استقلالی‌ها هم بر عکس. هر کدام هم برای خودشان دلیل دارند.

اگرچه به نظر می‌رسد او در دوره‌ای که در دانشگاه شریف درس می‌خوانده پرسپولیسی بوده و آنها که از نزدیک می شناسندش می دانند که زمانی پرسپولیسی تیری بوده است ولی امروز اصلا حاضر نیست به طرف خاصی متمایل شود؛ «واقعا اینجا فضا این‌قدر باز نیست که یه گزارشگر بگه من قلبا طرفدار کدوم تیم هستم. اینجا فوتبال دوقطبی است. بگی قرمزم یا آبی، نصف مملکت با تو بد می‌شن. البته الان دیگه اصلا برام فرقی نمی‌کنه. الان واقعا بی‌طرفم. گزارشگر، یه ذره به یک تیم گرایش داشته باشه، تو کارش تاثیر می‌ذاره».

اما این مورد اصلا شامل حال تیم ملی نمی‌شود. نمی‌توان گفت که او مثل یک تماشاگر می‌تواند به‌راحتی و به هر طریقی ابراز احساسات کند اما بی‌طرفی هم معنایی ندارد؛ «به هر حال در این جور موارد، حتی استرس هم ایجاد می‌شه. اگه بگم در مورد پیروزی یا باخت تیم ملی کشورم بی‌احساس و بی‌طرف هستم حتما دروغ گفته‌ام. مسلما ما باید توی کار گزارش بی‌طرف باشیم ولی آن احساسی که انسان در مورد کشور خودش داره، مانع اصلی کاره».

سوتی‌های عادل
بهتر است کمی هم در مورد اشتباهات عادل فردوسی‌پور در کار گزارش بدانیم؛ چیزی که به قول خودش «سوتی» نام دارد؛ «سوتی زیاد دارم. بهترینش هم این بود که توی برنامه، حدود 2ساعت تموم با آقای حاج‌رضایی بودیم و من موقع خداحافظی گفتم خب من از آقای نصیرزاده که 2ساعت با ما همراه بودن تشکر می‌کنم. اصلا اون شب، هنگ کرده بودم».

با این حال، شاید این مشکل اساسی فردوسی‌پور نباشد. بیشتر، از تندصحبت‌کردن عادل شاکی هستند تا اشتباهاتش. او هنوز هم با وجود اینکه بهتر از گذشته صحبت می‌کند اما گاهی اوقات کنترل از دستش خارج می‌شود؛ «از بچگی این‌طور بودم. خیلی هم تمرین کردم و بازم دارم تمرین می‌کنم که این‌طور نباشم ولی در کل، خیلی تند صحبت می‌کنم».

البته او هیچ‌گاه هیچ تکنیک خاصی را برای گزارش‌کردن نیاموخته است؛ «هنوز خیلی چیزهاست که باید یاد بگیرم، چون هیچ دوره خاصی ندیده‌ایم و همه هنرمون چیزهای ذاتی و بیشتر خلاقانه است. هیچ وقت به طور اصولی بهمون یاد داده نشده که باید چیکار کنیم و هیچ کلاس خاصی زیر نظر مربی‌های داخلی و خارجی برامون نذاشتن».

او حتی می‌تواند آرزو کند که در بازی‌های ملی روی سکوی تماشاگران بود؛ «... و مثل او بالا و پایین بپرم».

انتقاد نمی‌شود
همیشه حسرت انتقاد کردن گزارشگران خارجی را می‌خورد: «این قدر که گزارشگران خارجی به‌راحتی از بازیکنان انتقاد می‌کنن که ما نمی‌تونیم بکنیم. سه سال پیش تو بازی منچستر – رئال وقتی گری نویل دوکارته شد، گزارشگر بازی گفت من مطمئنم خیلی از طرفداران منچستر خوشحال شدن که گری نویل دواخطاره شد. اگر شما چنین چیزی رو در مورد بازیکن x پرسپولیس یا استقلال بگویی، پدرت رو درمی‌یارن؛ حتی اگه بدترین بازیکن زمین باشه».

او بارها چوب همین مساله را خورده است. 2فصل پیش علی پروین حسابی از خجالت عادل فردوسی‌پور درآمد و مسلما او تا مدتی سوژه داغ شعارهای تماشاگران در ورزشگاه کارگران بود. امیر قلعه نویی هم کم، آهن داغ انتقاد را روی تن او نگذاشته و حالا و در آخرین مورد، خداداد عزیزی – مرد همیشه شاکی فوتبال – پس از کسب نتیجه ناخوشایند ابومسلم برابر مس کرمان، چنان از این گزارشگر تلویزیونی انتقاد کرد که گویی او در تمامی بدبختی‌های ابومسلم نقش دارد.

 با این حال، کمتر دیده می‌شود که او در برنامه تلویزیونی90 یا حتی گزارش‌هایش مصحلت‌اندیشی پیشه کند: «خودم سعی می‌کنم هر چیزی به ذهنم می‌رسه بگم و تا جایی که نترسم می‌گم. بعضی‌ها بهشون برمی‌خوره. بعضی‌ها چیزهای دیگری می گن و البته خودسانسوری هم هست».


فقط فوتبال
بی‌طرفی باعث نمی‌شود که او به فوتبال بی‌تفاوت باشد. یکی از علاقه‌مندی‌های اصلی او در زندگی، پرداختن به فوتبال است؛ از فوتبال‌بازی‌کردن و تماشاکردن، تا مجله‌های خارجی فوتبال و اینترنت؛ «می‌شه گفت از 24ساعت، 12ساعت در حال دیدن فوتبال، خواندن اخبار فوتبال و کارکردن روی فیلم‌های فوتبالی هستم.

 اصلا فوتبال تمام زندگی منه». همسر عادل فردوسی‌پور شرایط را پذیرفته: «او کاملا پذیرفته که قراره با کی زندگی کنه. من کار خودم رو می‌کنم و برایم خیلی جدیه. هر اتفاقی بیفته من باید فوتبالم رو ببینم. همه هم می‌دونن وقتی فوتبال می‌بینم، نباید کاری به کار من داشته باشن».

فیلم دیدن من

یکی از علاقه‌مندی‌های سابقش سینما بوده. البته الان تنها علاقه‌مندی‌اش«90» و فوتبال است و بس. شاید هم دیگر حوصله‌اش را ندارد که به سینما برود؛ «نه دیگر! اصلا حوصله‌اش رو ندارم. واقعا نمی‌تونم بشینم پای تلویزیون و یه فیلم رو تا آخر ببینم».

کلاس‌های زبان عادل
زبان انگلیسی! علاقه عجیبی به زبان داشت. از کلاس اول دبیرستان در کلاس‌های زبان نام‌نویسی کرد. سال آخر دبیرستان به خاطر کنکور، زبان را رها کرد اما بعدا وقتی برگشت، تا پایان کار را ادامه داد. سال سوم دانشگاه، زبان تمام شد: «کلاس‌های استادی‌اش رو هم قبول شدم اما کارم تو تلویزیون بیشتر شده بود و تصمیم گرفتم نرم».

اغلب کارهای ترجمه‌ای را خودش انجام می‌دهد. زبانش آنقدر خوب بود که در دوره‌ای در دانشگاه تدریس می‌کرد و البته در کلاس‌های زبان. باورتان می‌شود عادل فردوسی‌پور معلم زبان‌تان باشد؟ اما اگر دوست داشته باشید بدانید کلاس‌های زبان عادل چگونه می‌گذرد، یک نفر برای‌تان زحمتش را کشیده: "تا حالا سر کلاس‌های عادل فردوسی‌پور رفتید یا نه؟ خوب اگر نرفتید، هیچ اشکالی نداره و چیز خاصی رو از دست ندادید؛ به جز یک سری اطلاعات فوتبالی."

 از اول جلسه که پسرا می‌پرسن استاد از فوتبال چه خبر و همین سوال کافیه که عادل‌خان شروع کنه به سخنرانی و یک مدت مدیدی پشت سر این بازیکن و اون تیم و اینا بگه و اطلاعات رو کنه. خلاصه بعد از همه این حوادث، جناب عادل‌خان شروع می‌کنن به انگلیسی‌صحبت‌کردن و درس‌دادن که خب صد البته طرز حرف زدنش اصلا به انگلیسی حرف زدن نمی‌خوره ولی جدا از اینها، آدم ذاتا مهربونیه؛ مثلا بعد از کلاس با دقت می‌شینه به همه سوالا جواب می‌ده...».

خودش هم در مورد کلاس‌های زبانش می‌گوید: «بالطبع حرف‌هایی پیش می‌یاد ولی اصولا از یک ساعت و نیم زمان کلاس فقط ده تا پانزده دقیقه!».

زندگی بدون فوتبال
راستش از محله‌ای در غرب تهران شروع شد؛ شهرآرا. مهرماه سال 1353 بود که عادل به دنیا آمد؛ در خانواده‌ای که پدرش مهندس برق بود و یک خواهر و یک برادر داشت. فضای خانه مسلما فضای فوتبالی نبود و او به دلیل علاقه‌اش به فوتبال، بچه سر به راه خانه محسوب نمی‌شد. دبستان را در مدرسه ذوقی، راهنمایی را در مدرسه طالقانی و دبیرستان را... البرز. بچه درس‌خوانی بود؛ آن‌قدر درس‌خوان که با معدل بالای 18 دیپلم گرفت اما فوتبال هیچ‌وقت از سرش نیفتاد. شاید به همین خاطر هم بود که پدر با او کاری نداشت. بعد هم در دانشگاه صنعتی شریف در رشته مهندسی صنایع قبول شد و تا پایان فوق لیسانس ادامه داد.

سال سوم دانشگاه تصمیم گرفت به علاقه‌مندی‌اش یعنی کار خبری بیشتر بپردازد. به دفتر روزنامه ابرار ورزشی رفت: «من علاقه دارم کار کنم؛ مطلب بنویسم». اردشیر لارودی سردبیر آن‌وقت ابرار ورزشی از او در مورد حیطه کاری‌اش پرسید: «ترجمه»! یک متن داد دستش و خداحافظی کرد؛ «فردا صبح اول وقت رفتم دفتر روزنامه. کارم رو تحویل دادم و بعد از چند روز کارم رو شروع کردم».

سال 1372 بود. او کارش را شروع کرد. اما بی‌شک بزرگ‌ترین علاقه‌مندی‌اش حضــــــــور در صداوسیما بود. او به قول خودش «n»دفعه تست داد و در نهایت قبول شد؛ «اوایل هم مثبت بود اما می‌گفتن صدات جوونه؛ پخته نیست. آخرین باری که تست دادم، اواخر سال‌1373 بود». او در تست قبول شد و کار روزنامه را رها کرد و رفت. رفت که رفت...گرچه که الان هنوز هم هر از گاهی کار مطبوعاتی را انجام می دهد...همانطور که بازدیدکنندگان پارس فوتبال هر چند وقت یک بار مطالب جادویی او را روی خروجی اولین پایگاه تخصصی فوتبال ایران می خوانند.        منبع:پارس فوتبال

 

نوشته شده توسط یوشیتا در 6:13 | | لینک به این مطلب
چهارشنبه نوزدهم دی 1386
با تبریک سال نو میلادی

 

 

 

 

 

 

نوشته شده توسط یوشیتا در 2:49 | | لینک به این مطلب
سه شنبه هجدهم دی 1386
پیرلو

تبریک

مارادونا ومسی

                                             اخبار

                               آندرى - توپ طلا پشت سر آندرى شوچنكو و دكو قرار مى گيرد. مه ۲۰۰۵: بارسلونا را پس از ۶ سال فترت فاتح لاليگا مى كند. ژوئن: با برزيل جام كنفدراسيون ها را فتح مى كند و در بازى فينال كه كشورش آن را با نتيجه 4-1 از آرژانتين مى برد، گلزنى مى كند. ۳۱ آگوست: موافقت مى كند كه قراردادش با بارسا تا ۲۰۱۰ تمديد شود. سپتامبر: از سوى اتحاديه فوتباليست هاى حرفه اى جهان (FiFpro) مرد سال شناخته مى شود. ۱۹ نوامبر: بارسلونا را دوباره به سوى پيروزى 3-0 بر رئال مادريد رهنمون مى شود و اين بار دو گل انفرادى حيرت انگيز مى زند. ۲۸ نوامبر: در انتخابات توپ طلاى اروپا اول مى شود. دسامبر: برای دومین سال متوالی به عنوان بهترین بازیکن جهان انتخاب می شود. سخنان بازیکنان سالهای دور بارسا در مورد بردن توپ طلای اروپا توسط رونالدینیو: ميشل پلاتينى (۸۵ و ۸۴ و ۸۳) ايران ورزشى - رونالدينيو فوتبال را زيباتر و هنرمندانه تر مى كند. او خوشبختى را به همه هديه مى كند و خنده اش او را زيباتر مى كند. با وجود رونالدينيو، فوتبال يك بازى و يك هنر است و اين همان تعريفى است كه من دوست دارم. او نه تنها درخششى فردى دارد، بلكه به فكر همه است. او پاسورى هنرمند است و فقط دريبل نمى زند. چرا كه بازيكنانى را ديده ام كه خوب دريبل مى زنند و شيرين كاری مى كنند، ولى پاس دادن بلد نيستند. آنها به درد سيرك مى خورند. رونالدينيو اما براى فوتبال ساخته شده است. ژان پيرپاپن (۱۹۹۱) رونالدينيو آخرين جادوگر است، نابغه اى پا به توپ. به علاوه او خيلى متواضع است. او از بازى لذت مى برد و تماشاگران روى سكوها را به وجد مى آورد. او يك خنده دلنشين است.

 

 

نوشته شده توسط یوشیتا در 2:11 | | لینک به این مطلب
دوشنبه هفدهم دی 1386
نزدیک شدن ایام محرم را به تمام حسین دوستان تسلیت عرض میکنم واین عکسها را هم به شما تقدیم میکنم

سرهای قدسیان همه بر زانوی غم است                    گویا عزای اشرف اولاد ادم است

 

اینهم تصاویری از بهترین بازیهای فوتبالی

                   

 

 

 

 

هانری وهمسرش

رونالدو وهمسرش البته زن اولیه قشنگتر بود که قدرشو ندونس

 

این زن اولی

خداحافظ تا بعد

 

 

نوشته شده توسط یوشیتا در 3:47 | | لینک به این مطلب
شنبه پانزدهم دی 1386

 

تقدیم به پدرم که عاشق موتوره

 

 

نوشته شده توسط یوشیتا در 2:50 | | لینک به این مطلب
شنبه پانزدهم دی 1386
باسلام مجدد سوسک هستم نویسنده این وبلاگ نمیدونم بالاخره کی تیم ملی از بلا تکلیفی در میاد اخه این همه مربی بیکار بابا یکیشو انتخاب کنین دیگه حوصله مون سر رفت

 

 

نوشته شده توسط یوشیتا در 2:39 | | لینک به این مطلب
پنجشنبه سیزدهم دی 1386
آرتور جرج

سلام عليكم

حالتون چطوره از ارتور جرج شنيدين

به نظر من كه كاچي بهتر از هيچيه

من فقط آرزو ميكنم سرمربي تيم ملي مشخص بشه حالا فرق نداره كي باشه

درسته كه موفقيت هايي هم داشته اما تيمي مثل كامرون رو به جام جهاني نرسونده(۲۰۰۶)

اينم تيم برزيل

 

 

لرزش صدات.........برق نگات........تپش قلبت........نفسهاي تندت........همه اينا نشونه اينه که.............تيروئيدت فعاله

 

تو مثل خورشيد ميمونی ميدونی چرا؟....................................

...................................چون از نگاهه اول معلوم بود که از پشت کوه اومدی

 نگریستم به گریستنت.گریستم به نگریستنت.گریستم و تو نگریستی.نگریستم و تو گریستی.گریستم تا نگریستی.مخت چت کرد یا بازم بگم؟

یه روز یه بادمجان میره جلوی اینه میگه: سیاه نرمه نرمه!

اينم محض عوض شدن حال وهواي ورزشي بود

عکس یانگوماينم واسه يانگوم دوستان

 

توماس فاول باکستون : هر چه بیشتر عمر می کنم بیشتر اطمینان پیدا می کنم که تفاوت عمده انسانها ، تفاوتبین انسان ضعیف و قوی ، بین انسان بزرگ و کوچک میزان توانایی یا اراده استوار و خلل نا پذیر آنهاست . به این معنی که انسان قدرتمند هنگامی که هدفی را برای خود مشخص می کند دو راه بیشتر پیش رو ندارد : یا مرگ یا پیروزی.


 

 

نوشته شده توسط یوشیتا در 10:44 | | لینک به این مطلب
سه شنبه یازدهم دی 1386
؟؟؟؟؟؟؟؟
سلام رفقا حالتون چطوره بازي پرسپوليس- سپاهان رو ديدين

من كه كلا خيلي حال ميكنم وقتي كه استقلال يا پرسپوليس ميبازن

قهرماني تيم واليبال پيكان رو هم تبريك ميگم

 

 محمد موسوي ستاره پيكان

 

 

 

 

 

چقدر حيف شد كه ميلان دربي و بارسا ال كلاسيكو رو باختن آرسنال هم كه قهرمان نيم فصل نشد

 

 

فوت آيدين نيكخواه بهرامي رو هم تسليت ميگم

 

اينم عكس فابرگاس ستاره آرسنال

خدافظ

نوشته شده توسط یوشیتا در 17:37 | | لینک به این مطلب
شنبه یکم دی 1386
اخبار مهم هفته گذشته
خبر

خبر

سلام رفقا حالتون چه طوره

خبرهاي مهم هفته گذشته رو بخونين:

تيم ميلان ايتاليا با نتيجه ۴-۲ بوكا جونيورز آرژانتين را شكست داد وفاتح مسابقات جام باشگاههاي دنيا شد.

بازي رفت دوتيم منچستر يونايتد و ليورپول با تك گل كارلوس توز يك برصفر به سود شياطين سرخ تمام شد.

تيم آرسنال هم با تك گل ويليام گالاس همشهري خود چلسي را با شكست بدرقه كرد.

مهندس علي ابادي به دستور رئيس جمهور از سمت كانديداتوري فدراسيون فوتبال استعفا داد.

تيم سپاهان ايران در جام باشگاههاي آسيا با قرار گرفتن در گروه اول حريف تيم هاي الاتحاد عربستان كوروچي ازبكستان والاتحاد سوريه شد سايپا هم در گروه ۲ اين مسابقات در كنار تيمهاي الوصل امارات الكويت كويت ونيروي هوايي عراق قرار گرفت.

تيم رئال مادريد با نتيجه دوبر صفر از سد اوساسونا گذشت.

عماد محمد رضا پديده ي جام باشگاههاي دنيا لقب گرفت.

كاكا به عنوان مرد سال فوتبال دنيا انتخاب شد .

ليونل مسي نفر دوم و كرسيتينو رونالدو سوم شد.

در اين قرعه كشي علاوه بر علي دايي جوادنكونام هم به عنوان كاپيتان تيم ملي ايران حضور داشت .

 مرحله حذفي جام باشگاههاي دنيا به ترتيب زير خواهد بود:

آرسنال -ميلان

ليورپول- اينتر

رم- رئال مادريد

سلتيك - بارسلونا

ليون-منچستر يونايتد

شالكه- پورتو

المپياكو - چلسي

فنرباغچه- سويا

آرسن ونگر شششششششششيييييييييييييررررررررره ه ه ه ه ه ه ه ه ه

 

دومين فوتباليست برتر دنيا

                                          

نوشته شده توسط یوشیتا در 6:5 | | لینک به این مطلب