| معرفی ستارگان فوتبال | ||
| ||
نام کامل: ديويد رابرت جوزف بکهام، متولد: 2/5/1975، مليت: انگليسي، محل تولد: ليتون استون، وزن: 92/73 کيلوگرم، قد: 180سانتي متر، اولين بازي ملي: 1 / 6 1996/ باشگاه فعلي: رثال مادريد
ديويد بکهام فوتبال حرفه اي خود را از جوانان منچستر آغاز مي کند چند ماه پس از حضوراو در تيم جوانان منچستر يونايتد وي براي بازي در جام اتحاديه انگليس به تيم بزرگسالان دعوت شد. هر چند در اولين حضورش در تيم بزرگسالان منچستر يوناتيد نيمکت نشين بود ولي دو سال و نيم بعد بکهام به همراه تيم بزرگسالان براي اولين بار حضور در ليگ برتر را تجربه کرد. فصل 96/1995اولين حضور بکهام در ليگ برتربود.سرانجام ديويد بکهام دوم آوريل 1995 اولين بازي اش را در ليگ برتر مقابل ليدز يونايتد تجربه کرد و در واقع فصل 96- 95 آغازي بود بر درخشش اين بازيکن در فوتبال انگليس.ديويد ابتدا در پست هافبک راست مشغول به بازي شد که سابق بر آن پست آندري
کانچلسکيس در منچستر محسوب مي شد و گلهاي زيباي خود را از همين جا آغاز کرد. مخصوصاً گل به يادماندني اش در مرحله نيمه نهايي جام حذفي باشگاههاي انگليس در مقابل چلسي و اين فصل با قهرماني در دو جام براي شياطين سرخ به پايان رسيد.فصل 97/1996 دومين فصل حضوروي در ليگ برتر بود. او مشهورترين گل خود را در اين فصل و در مقابل تيم ويمبلدون به ثمر رساند و با ضربه اي زيبا از وسط زمين دروازه ويمبلدون را در سل هارست پارک باز کرد. او اولين حضورش در تيم ملي انگليس را در اول سپتامبر 1996 تجربه کرد و به همراه اين تيم به مصاف مولداوي در کيشنف رفت پيش از آن ديدار، بکهام سابقه بازي در تيم ملي زيرا 21 سال انگليس را در کارنامه خود داشت.بکهام سال 1997 به همراه منچستر به عنوان قهرماني ليگ برتر انگليس دست يافت. او بدون شک نقشه به سزايي در اين قهرماني ايفا کرد و به عنوان بازيکن برتر انگليس در اين سال برگزيده شد. گلن هادل سرمربي وقت تيم ملي انگليس بکهام را براي حضور در رقابتهاي جام جهاني 1998 فرانسه دعوت کرد. او در دو بازي نخست انگليس نيمکت نشين بود. اما در سومين بازي تيم ملي انگليس مقابلکلمبيا به ميدان رفت و گلي زيبا روي يک ضربه آزاد در اين ديدار به ثمر رساند.در جام جهاني 1998 فرانسه و ديدار انگليس و آرژانتين درگيري بکهام با ديگوسيمونه منجر به اخراج اين بازيکن شد و شايد همين امر نقشه زيادي در شکست تيم ملي انگليس در اين بازي حيثيتي داشت. اما بکهام همچنان به پيشرفت ادامه داد و درخشش او در سال 1999 وي را در کنار ريوالدو کانديداي دريافت عنوان بهترين بازيکن اروپا وجهان کرد.بکهام در نخستين بازي فصل 99-1998 منچستر يوناتيد برابر لسترسيتي باز هم منجي شياطين سرخ شد و با گلي زيبا از روي يک ضربه کاشته منچستر را از شکست نجات داد. سال 1999 براي بکهام سالي پر از افتخار بود. قهرماني در ليگ برتر انگليس، قهرماني در جام حذفي و سرانجام قهرماني ليگ قهرمانان اروپا کلکسيون افتخارات اين بازيکن را کامل کرد. بروتلين فرزند اول ديويد بکهام نيز سال 1999 چشم به جهان گشود و بکهام در اين سال طعم پدرشون را چشيد.سال 2000 آغازتنشهاي ديويد بکهام و سرآلکس فرگوسن سرمربي منچستر بود. تا جايي که او به فکر جدايي از اولترافورد افتاد اما پس از چندي از تصميم خود صرفنظر کرد تا آينده اي درخشان را در منچستر بسازد، بدون شک بکهام نقش به سزايي در قهرماني شياطين سرخ در فصل 2000 داشت و او به مشهورترين بازيکن تاريخ
انگليس تبديل شد. شوتها، ضربات آزاد و پاسهاي ديدني او حاکي از استعداد سرشار اين بازيکن است. اين فاکتورهاي بکهام همگان را به ياد روزهاي جواني و اوج پل گاسکوئين ديگر بازيکن بزرگ انگليس مي انداخت.در نوامبر سال 2000 پيتر تيلور سرمربي وقت تيم ملي انگليس بازوبند کاپيتاني را براي اولين بار در بازي دوستانه انگليس مقابل ايتاليا بر بازوي ديويد بکهام بست. پس از بازنشستگي آلن شيرر و به دنبال او توني آدامز حالا نوبت به ديويد رسيده بود تا در داخل زمين هدايت بازيکنان تيم ملي انگليس را بر عهده بگيريد.
اسون گوران اريکسون نيز در اولين حضورش به عنوان سرمربي جديد تيم ملي انگليس در يک بازي دوستانه در استاديوم ويلا پارک به مصاف اسپانيا رفت و سه بر صفر حريف خود را مغلوب کرد.بکهام در رقابتهاي مقدماتي جام جهاني 2002 عنوان کاپيتاني خود را در تيم ملي انگليس حفظ کرد در اه مارس سال 2001 انگليس در آنفيلد ميزبان فنلاند بود و کاپيتان بکهام اولين گل ملي خود را براي انگليس در همين بازي به ثمر رساند که منجر به پيروزي 2 بر 1 انگليسي ها بر فنلاند شد.بکهام در فصل 2001 هم آغاز بسيار خوبي در تيم منچستر داشت و دستورات الکس فرگوسن را به خوبي در زمين پياده مي کرد اما پس از کريسمس تيم منچستر فرم ايده آل خود را از دست داد و حذف از رقابتهاي ليگ قهرمانان اروپا در ورزشگاه مونيخ خاطره تلخي را از اين رقابتها براي بکهام به جاي گذارد.- بکهام در سال 2001نقشه
ارزنده و بسيار موثري در تيم ملي انگليس و همچنين منچستر ايفا کرد. بازي درخشان او مقابل تيم ملي يونان و گلهاي به ياد ماندني اش در منچستر همواره در خاطره ها خواهد ماند. او فصل بسيار پرکاري را پشت سر گذاشت والکس فرگوسن ترجيح داد تا
براي جلوگيري از خستگي بيش از حد بکهام او چند بازي آخر را نيمکت نيش باشد. اما بازگشت دوباره بکهام پس از استراحتي کوتاه مدت با مصدمميت شديدش همراه شد و او در بازي مقابل دپورتيو دچار آسيب ديدگي شد. فصل 2003- 2002 همراه با تولد دومين پسر ديويد بکهام همراه بود. رومئو در سپتامبر2002 متولد شد. در اين فصل بکهام شش گل براي يوناتيد به ثمر رساند و9بار با پاسهاي اين هافبک ارزشمند منچستر به گل رسيد تا اين تيم جام قهرماني را در اين فصل نصيب خود کند و آرسنال ديگر مدعي جدي اين فصل را پشت سر بگذارد. همراه
با قهرماني منچستر در اين فصل ديويد بکهام نيز جايزه بهترين بازيکن سال انگليس را از سوي هواداران فوتبال در اين کشور به خود اختصاص داد14 بکهام در ادامه فصل 2003- 2002 بازيهاي درخشاني از خود در منچستر به نمايش گذاشت اما اين فصل آغاز درگيري هاي جدي او و سرآلکس فرگوسن مربي منچستر بود. بکهام با کوتاه کردن موهايش و تغيير فرم آرايش آن توجه مطبوعات و
رسانه هاي ورزشي را به خراشي که بر روي پيشاني اش در اثر پرتاب کفش توسط فرگوسن درختکن منچستر ايجاد شده بود جلب کرد و شايد همين موضوع بکهام را به جدايي از اين تيم را سخ تر از پيش کرد15 کشمش ها بين بکهام و فرگي در منچستر همچنان در فصل 2003- 2002 ادامه داشت. در اين فصل بکهام اولين پيشنهاد رسمي را از سوي باشگاه رئال مادريد دريافت کرد، پيشنهاد معادل 35 ميليون پوند.در مرحله يک چهارم نهايي رقابتهاي ليگ قهرماني اروپا در همان فصل منچستر در اولترافورد ميزبان رئال بود و توانست4 بر3 ميزبان خود را شکست دهد بکهام زننده دو گل شياطين سرخ در اين بازي بود. او با درخشش خود وفاداري اش را به تيم منچستر اثبات کرد. اما پس از آن همچنان پيشنهاد هاي و سوم سه برانگيز باشگاههاي بزرگ اروپايي ادامه يافت16- کاپيتان تيم ملي انگليس در بازيهاي مقدماتي يورو2004هم براي تيم کشورش درخشيد و در چهار بازي نخست تيم ملي انگليس در مرحله مقدماتي رقابتهاي يورو
2004 گلزني کرد. اما بکهام در ديدار جنجالي انگليس مقابل ترکيه از بازي اخراج شد و به دنبال آن بازي ماه ژوئن مقابل تيم اسلواکي را از دست داد. در پايان آن فصل تمام توجه مطبوعات معطوف به آينده بکهام بود. بازيکني که مورد توجه رم، ميلان، رئال مادريد و بارسلونا قرار گرفته بود و همه اين تيم ها خواهان جذب او بودند17- بارسلونا اولين باشگاهي بود که رسماً درخواست خود را مبني بر تمايلش جهت
.جذب ديويد بکهام تقديم منچستر يوناتيد کرد اما در اين بين تنها يک تيم بود که توانست گوي سبقت را براي جذب اين ستاره انگليسي بربايد. در ژوئن سال 2003 ديويد بکهام باعقد يک قرار داد چهار ساله به تيم رئال مادريد قهرمان باشگاههاي اسپانيا پيوست. منچستر در ابتداي قراردادش با رئال مبلغ 5/17 ميليون پوند بابت فروش بکهام دريافت کرد که اين مبلغ با توجه به حضور بکهام در رقابتهاي ليگ قهرمانان و
نمايش او در رئال تا 25 ميليون پوند قابل افزايش بود18- سرانجام بکهام راهي رئال شد و جدايي او از منچستر يوناتيد خلاء بزرگي در خط
مياني اين تيم بوجود آورد. سرخپوشان اولترافورد با از دست دادن کاپيتان تيم ملي انگليس شايد توجه بسياري از رسانه ها و محافل ورزشي را که معطوف به بکهام بود از دست دادند. بکهام طي سال هاي حضورش در منچستر در 397 بازي که براي اين تيم انجام داد 86 گل به ثمر رساند. 19- شروع کار بکهام در رئال با انتقادات زيادي همراه بود. بسياري معتقد بودند که او نمي تواند در تيم رئال شرايط آرماني خود را باز يابد و همانند گذشته بازيهاي خوبي از خود ارائه دهد. اما اين هافبک ارزشمند پاسخ هواداران را به گونه اي ديگر داد و در
سه بازي مختلفي که براي رئال به ميدان رفت دو بار گلزني کرد. هر چند پس از آن ادعايي بر ارتباط نا مشروع بکهام علاوه بر زندگي خصوصي بر فوتبال او تاثير زيادي گذاشت فصلي که بکهام به همراه رئال بدون کسب هيچ عنواني پشت سر گذاشت. و بالاخره در تابستان سال 2004 بکهام بازيهاي بسيار ضعيفي را در رقابتهايي يورو2004 از خود به نمايش گذاشت و با از دست دادن دو پنالتي حساس موجبات حذف تيم ملي انگلستان را از گردونه اين رقابتها فراهم کرد. فصل 2005- 2004 نيز ديويد موفق به کسب مقامي به همراه رئال نشد. فصل 2006- 2005 نيز فرصت مناسبي براي ديويد بکهام خواهد بود. تا مجدداً به روزهاي اوج خود باز گردد خصوصاً اينکه او اکنون به همراه تيم ملي انگليس در جام جهاني حضور دارند و همچنين به همراه رئال به مرحله بعدي رقابتهاي ليگ قهرمانان اروپا راه يافته است.
| بیوگرافی فابرگاس ستاره جوان آرسنال | |
|
سسک فابرگاس در 4 مِی سال 1987 میلادی در آرنا دِمار ایالت کاتالونیای اسپانیا متولد شد.فوتبال حرفه ایش را از تیم ب بارسلونا شروع کرد.وی با تیم زیر 17 سال اسپانیا قهرمان جام جهانی زیر 17 ساله های جهان شده است.او در این جام به عنوان بهترین بازیکن و بهترین گلزن انتخاب شد.
هنگامیکه او تنها 16 سال بیشتر نداشت با مبلغ قرارداد 2.25 میلیون یورو به انگلیس رفت تا فوتبال حرفه ایش را در آرسنال دنبال کند.او در حالیکه 16 سال و 177 روز داشت به عنوان جوانترین هافبک تاریخ باشگاه آرسنال به میدان رفت.او در اولین بازی اش که در تاریخ 23 اکتبر سال 2003 بود برای آرسنال خوش یمن بود و آرسنال در آن روز بعد از تساوی 1-1 موفق شد در ضربات پنالتی در جام حذفی انگلیس به پیروزی برسد.نبوغ بعدی وی هنگامیکه بود که پای وی در برد 5-1 آرسنال مقابل ولورهمپتون به گل باز شد.وی نگاه ها را هنگامیکه که در جام خیریه انگلیس در برابر منچستر یونایتد به میدان رفت به خود اختصاص داد.آرسنال در آن بازی 3 بر 1 پیروز شد.هنگامی او در لیگ برتر به میدان رفت تا جای خالی پاتریک ویرا را پر کند.در آن بازی آرسنال در خارج از خانه اورتون را 4 بر 1 در هم کوبید.سس به عنوان بازیکن فیکس در بازی بعد و بعد تر به میدان رفت.اولین گل لیگ برتری وی در مقابل بلک برن بود که آرسنال با نتیجه 3 بر صفر بازی را به سود خود به پایان رساند.متاسفانه پاتریک ویرا از بند مصدومیت رها شده به ترکیب اصلی بازگشت و جای سس جوان را گرفت و وی به نیمکت ذخیره ها روانه شد.اما چند بازی بعد وی در کنار پاتریک ویرا به میدان رفت.چند بازی بعد در حالیکه پاتریک ویرا غایب بود وی در جام باشگاه های اروپا در مقابل پاناتینایکوس به میدان رفت و آن باری با حساب 2-2 به پایان رسید و اولین بازی وی در جام باشگاه های اروپا انجام شد.وی در آن سال اولین جام قهرمانی خود به همراه آرسنال را در جام حذفی انگلیس کسب کرد.تابستان سال بعد پاتریک ویرا به یوونتوس پیوست و راه را برای این جوان اسپانیایی کاملاً باز گذاشت.وی با درخشش در بازی مقابل یوونتوس در جام باشگاه های اروپا که با گلزنی و گل سازی او برای آنری همراه بود، آرسنال را با نتیجه 2 بر صفر به پیروزی رساند و نگاه مردم و رسانه های جهان رو به خود جلب کرد.آرسنال در آن سال با بازی های او نائب قهرمان جام باشگاه های اروپا شد.وی به تیم ملی اسپانیا دعوت شد و اولین بازی اش را مقابل لیختنشتاین که با حساب 4 بر صفر به نفع اسپانیا به پایان رسید را انجام داد.سِس هم اکنون علی رقم سن کم ، از رکن های اصلی آرسنال به حساب می آید و همگان بر این باورند که آینده ای درخشان تر در انتظار اوست.
|
| معرفی لیونل مسی ستاره جوان بارسلونا | |
|
|
| عادل،تنها پسر فوتبالی خانواده فردوسی پور | |
عادل،تنها پسر فوتبالی خانواده فردوسی پور
رفت؛ هیچوقت پشت سرش رو هم نگاه نکرد. یکی از دوستانش در روزنامه ابرار ورزشی، هنوز هم ناامید نشده و هرازچندگاهی با شماره همراه او تماس میگیرد.
اتفاق جدیدی نمیافتد، منتهی او دیگر تلفنهای روزنامه ابرار را جواب نمیدهد. کسی نمیداند چه بین او و روزنامهای که فعالیتش را در آن آغاز کرد گذشت اما او حالا دیگر جواب نمیدهد. عادل فردوسیپور اما هیچوقت نمیتواند «90» را دوست نداشته باشد؛ برنامهای که از ذهن او متولد شد و تا آنجا پیش رفت که کمتر علاقهمندی در فوتبال وجود دارد که ترجیح دهد دوشنبه شب را در خواب باشد تا جلوی صفحه تلویزیون. او از برنامهاش لذت میبرد؛ شاید بیش از گزارشکردن یک بازی؛ «آره! ترسناکبودنش هم جالبه. همین که یک چیزی بگیم که دعوا بشه، یک چالشی ایجاد میکنه که جالبه. به نظرم، این یک ترس لذتبخشه». کمی هم کمتر، به گزارشکردن روی خوش نشان میدهد: «وقتی بازیها خوب باشند، گزارش میچسبه. برای من باشگاههای انگلیس از همه لذتبخشتره. از این کارم لذتی میبرم که مطمئنم تو رشتهای که درسش رو خوندم، نمیتونستم این لذت رو ببرم». من قرمزم یا آبی؟ اگرچه به نظر میرسد او در دورهای که در دانشگاه شریف درس میخوانده پرسپولیسی بوده و آنها که از نزدیک می شناسندش می دانند که زمانی پرسپولیسی تیری بوده است ولی امروز اصلا حاضر نیست به طرف خاصی متمایل شود؛ «واقعا اینجا فضا اینقدر باز نیست که یه گزارشگر بگه من قلبا طرفدار کدوم تیم هستم. اینجا فوتبال دوقطبی است. بگی قرمزم یا آبی، نصف مملکت با تو بد میشن. البته الان دیگه اصلا برام فرقی نمیکنه. الان واقعا بیطرفم. گزارشگر، یه ذره به یک تیم گرایش داشته باشه، تو کارش تاثیر میذاره». اما این مورد اصلا شامل حال تیم ملی نمیشود. نمیتوان گفت که او مثل یک تماشاگر میتواند بهراحتی و به هر طریقی ابراز احساسات کند اما بیطرفی هم معنایی ندارد؛ «به هر حال در این جور موارد، حتی استرس هم ایجاد میشه. اگه بگم در مورد پیروزی یا باخت تیم ملی کشورم بیاحساس و بیطرف هستم حتما دروغ گفتهام. مسلما ما باید توی کار گزارش بیطرف باشیم ولی آن احساسی که انسان در مورد کشور خودش داره، مانع اصلی کاره». سوتیهای عادل با این حال، شاید این مشکل اساسی فردوسیپور نباشد. بیشتر، از تندصحبتکردن عادل شاکی هستند تا اشتباهاتش. او هنوز هم با وجود اینکه بهتر از گذشته صحبت میکند اما گاهی اوقات کنترل از دستش خارج میشود؛ «از بچگی اینطور بودم. خیلی هم تمرین کردم و بازم دارم تمرین میکنم که اینطور نباشم ولی در کل، خیلی تند صحبت میکنم». البته او هیچگاه هیچ تکنیک خاصی را برای گزارشکردن نیاموخته است؛ «هنوز خیلی چیزهاست که باید یاد بگیرم، چون هیچ دوره خاصی ندیدهایم و همه هنرمون چیزهای ذاتی و بیشتر خلاقانه است. هیچ وقت به طور اصولی بهمون یاد داده نشده که باید چیکار کنیم و هیچ کلاس خاصی زیر نظر مربیهای داخلی و خارجی برامون نذاشتن». انتقاد نمیشود او بارها چوب همین مساله را خورده است. 2فصل پیش علی پروین حسابی از خجالت عادل فردوسیپور درآمد و مسلما او تا مدتی سوژه داغ شعارهای تماشاگران در ورزشگاه کارگران بود. امیر قلعه نویی هم کم، آهن داغ انتقاد را روی تن او نگذاشته و حالا و در آخرین مورد، خداداد عزیزی – مرد همیشه شاکی فوتبال – پس از کسب نتیجه ناخوشایند ابومسلم برابر مس کرمان، چنان از این گزارشگر تلویزیونی انتقاد کرد که گویی او در تمامی بدبختیهای ابومسلم نقش دارد. با این حال، کمتر دیده میشود که او در برنامه تلویزیونی90 یا حتی گزارشهایش مصحلتاندیشی پیشه کند: «خودم سعی میکنم هر چیزی به ذهنم میرسه بگم و تا جایی که نترسم میگم. بعضیها بهشون برمیخوره. بعضیها چیزهای دیگری می گن و البته خودسانسوری هم هست».
اصلا فوتبال تمام زندگی منه». همسر عادل فردوسیپور شرایط را پذیرفته: «او کاملا پذیرفته که قراره با کی زندگی کنه. من کار خودم رو میکنم و برایم خیلی جدیه. هر اتفاقی بیفته من باید فوتبالم رو ببینم. همه هم میدونن وقتی فوتبال میبینم، نباید کاری به کار من داشته باشن». فیلم دیدن من یکی از علاقهمندیهای سابقش سینما بوده. البته الان تنها علاقهمندیاش«90» و فوتبال است و بس. شاید هم دیگر حوصلهاش را ندارد که به سینما برود؛ «نه دیگر! اصلا حوصلهاش رو ندارم. واقعا نمیتونم بشینم پای تلویزیون و یه فیلم رو تا آخر ببینم». کلاسهای زبان عادل اغلب کارهای ترجمهای را خودش انجام میدهد. زبانش آنقدر خوب بود که در دورهای در دانشگاه تدریس میکرد و البته در کلاسهای زبان. باورتان میشود عادل فردوسیپور معلم زبانتان باشد؟ اما اگر دوست داشته باشید بدانید کلاسهای زبان عادل چگونه میگذرد، یک نفر برایتان زحمتش را کشیده: "تا حالا سر کلاسهای عادل فردوسیپور رفتید یا نه؟ خوب اگر نرفتید، هیچ اشکالی نداره و چیز خاصی رو از دست ندادید؛ به جز یک سری اطلاعات فوتبالی." از اول جلسه که پسرا میپرسن استاد از فوتبال چه خبر و همین سوال کافیه که عادلخان شروع کنه به سخنرانی و یک مدت مدیدی پشت سر این بازیکن و اون تیم و اینا بگه و اطلاعات رو کنه. خلاصه بعد از همه این حوادث، جناب عادلخان شروع میکنن به انگلیسیصحبتکردن و درسدادن که خب صد البته طرز حرف زدنش اصلا به انگلیسی حرف زدن نمیخوره ولی جدا از اینها، آدم ذاتا مهربونیه؛ مثلا بعد از کلاس با دقت میشینه به همه سوالا جواب میده...». خودش هم در مورد کلاسهای زبانش میگوید: «بالطبع حرفهایی پیش مییاد ولی اصولا از یک ساعت و نیم زمان کلاس فقط ده تا پانزده دقیقه!». زندگی بدون فوتبال سال سوم دانشگاه تصمیم گرفت به علاقهمندیاش یعنی کار خبری بیشتر بپردازد. به دفتر روزنامه ابرار ورزشی رفت: «من علاقه دارم کار کنم؛ مطلب بنویسم». اردشیر لارودی سردبیر آنوقت ابرار ورزشی از او در مورد حیطه کاریاش پرسید: «ترجمه»! یک متن داد دستش و خداحافظی کرد؛ «فردا صبح اول وقت رفتم دفتر روزنامه. کارم رو تحویل دادم و بعد از چند روز کارم رو شروع کردم». سال 1372 بود. او کارش را شروع کرد. اما بیشک بزرگترین علاقهمندیاش حضــــــــور در صداوسیما بود. او به قول خودش «n»دفعه تست داد و در نهایت قبول شد؛ «اوایل هم مثبت بود اما میگفتن صدات جوونه؛ پخته نیست. آخرین باری که تست دادم، اواخر سال1373 بود». او در تست قبول شد و کار روزنامه را رها کرد و رفت. رفت که رفت...گرچه که الان هنوز هم هر از گاهی کار مطبوعاتی را انجام می دهد...همانطور که بازدیدکنندگان پارس فوتبال هر چند وقت یک بار مطالب جادویی او را روی خروجی اولین پایگاه تخصصی فوتبال ایران می خوانند. منبع:پارس فوتبال
|
پیرلو

تبریک![]()

مارادونا ومسی
اخبار
آندرى - توپ طلا پشت سر آندرى شوچنكو و دكو قرار مى گيرد. مه ۲۰۰۵: بارسلونا را پس از ۶ سال فترت فاتح لاليگا مى كند. ژوئن: با برزيل جام كنفدراسيون ها را فتح مى كند و در بازى فينال كه كشورش آن را با نتيجه 4-1 از آرژانتين مى برد، گلزنى مى كند. ۳۱ آگوست: موافقت مى كند كه قراردادش با بارسا تا ۲۰۱۰ تمديد شود. سپتامبر: از سوى اتحاديه فوتباليست هاى حرفه اى جهان (FiFpro) مرد سال شناخته مى شود. ۱۹ نوامبر: بارسلونا را دوباره به سوى پيروزى 3-0 بر رئال مادريد رهنمون مى شود و اين بار دو گل انفرادى حيرت انگيز مى زند. ۲۸ نوامبر: در انتخابات توپ طلاى اروپا اول مى شود. دسامبر: برای دومین سال متوالی به عنوان بهترین بازیکن جهان انتخاب می شود. سخنان بازیکنان سالهای دور بارسا در مورد بردن توپ طلای اروپا توسط رونالدینیو: ميشل پلاتينى (۸۵ و ۸۴ و ۸۳) ايران ورزشى - رونالدينيو فوتبال را زيباتر و هنرمندانه تر مى كند. او خوشبختى را به همه هديه مى كند و خنده اش او را زيباتر مى كند. با وجود رونالدينيو، فوتبال يك بازى و يك هنر است و اين همان تعريفى است كه من دوست دارم. او نه تنها درخششى فردى دارد، بلكه به فكر همه است. او پاسورى هنرمند است و فقط دريبل نمى زند. چرا كه بازيكنانى را ديده ام كه خوب دريبل مى زنند و شيرين كاری مى كنند، ولى پاس دادن بلد نيستند. آنها به درد سيرك مى خورند. رونالدينيو اما براى فوتبال ساخته شده است. ژان پيرپاپن (۱۹۹۱) رونالدينيو آخرين جادوگر است، نابغه اى پا به توپ. به علاوه او خيلى متواضع است. او از بازى لذت مى برد و تماشاگران روى سكوها را به وجد مى آورد. او يك خنده دلنشين است.![]()

سرهای قدسیان همه بر زانوی غم است گویا عزای اشرف اولاد ادم است

اینهم تصاویری از بهترین بازیهای فوتبالی






هانری وهمسرش
رونالدو وهمسرش البته زن اولیه قشنگتر بود که قدرشو ندونس
این زن اولی
خداحافظ تا بعد![]()
تقدیم به پدرم که عاشق موتوره

سلام عليكم
حالتون چطوره از ارتور جرج شنيدين ![]()
به نظر من كه كاچي بهتر از هيچيه ![]()
من فقط آرزو ميكنم سرمربي تيم ملي مشخص بشه حالا فرق نداره كي باشه![]()

درسته كه موفقيت هايي هم داشته اما تيمي مثل كامرون رو به جام جهاني نرسونده(۲۰۰۶)
![]()
اينم تيم برزيل


لرزش صدات.........برق نگات........تپش قلبت........نفسهاي تندت........همه اينا نشونه اينه که.............تيروئيدت فعاله
تو مثل خورشيد ميمونی ميدونی چرا؟....................................
...................................چون از نگاهه اول معلوم بود که از پشت کوه اومدی
نگریستم به گریستنت.گریستم به نگریستنت.گریستم و تو نگریستی.نگریستم و تو گریستی.گریستم تا نگریستی.مخت چت کرد یا بازم بگم؟
یه روز یه بادمجان میره جلوی اینه میگه: سیاه نرمه نرمه!
اينم محض عوض شدن حال وهواي ورزشي بود ![]()
اينم واسه يانگوم دوستان
توماس فاول باکستون : هر چه بیشتر عمر می کنم بیشتر اطمینان پیدا می کنم که تفاوت عمده انسانها ، تفاوتبین انسان ضعیف و قوی ، بین انسان بزرگ و کوچک میزان توانایی یا اراده استوار و خلل نا پذیر آنهاست . به این معنی که انسان قدرتمند هنگامی که هدفی را برای خود مشخص می کند دو راه بیشتر پیش رو ندارد : یا مرگ یا پیروزی. ![]()
من كه كلا خيلي حال ميكنم وقتي كه استقلال يا پرسپوليس ميبازن![]()
قهرماني تيم واليبال پيكان رو هم تبريك ميگم![]()

محمد موسوي ستاره پيكان
چقدر حيف شد كه ميلان دربي و بارسا ال كلاسيكو رو باختن آرسنال هم كه قهرمان نيم فصل نشد

فوت آيدين نيكخواه بهرامي رو هم تسليت ميگم

اينم عكس فابرگاس ستاره آرسنال

خدافظ![]()
خبر
سلام رفقا حالتون چه طوره
خبرهاي مهم هفته گذشته رو بخونين:
تيم ميلان ايتاليا با نتيجه ۴-۲ بوكا جونيورز آرژانتين را شكست داد وفاتح مسابقات جام باشگاههاي دنيا شد.
بازي رفت دوتيم منچستر يونايتد و ليورپول با تك گل كارلوس توز يك برصفر به سود شياطين سرخ تمام شد.
تيم آرسنال هم با تك گل ويليام گالاس همشهري خود چلسي را با شكست بدرقه كرد.
مهندس علي ابادي به دستور رئيس جمهور از سمت كانديداتوري فدراسيون فوتبال استعفا داد.
تيم سپاهان ايران در جام باشگاههاي آسيا با قرار گرفتن در گروه اول حريف تيم هاي الاتحاد عربستان كوروچي ازبكستان والاتحاد سوريه شد سايپا هم در گروه ۲ اين مسابقات در كنار تيمهاي الوصل امارات الكويت كويت ونيروي هوايي عراق قرار گرفت.
تيم رئال مادريد با نتيجه دوبر صفر از سد اوساسونا گذشت.
عماد محمد رضا پديده ي جام باشگاههاي دنيا لقب گرفت.
كاكا به عنوان مرد سال فوتبال دنيا انتخاب شد .

ليونل مسي نفر دوم و كرسيتينو رونالدو سوم شد.
در اين قرعه كشي علاوه بر علي دايي جوادنكونام هم به عنوان كاپيتان تيم ملي ايران حضور داشت .
مرحله حذفي جام باشگاههاي دنيا به ترتيب زير خواهد بود:
آرسنال -ميلان
ليورپول- اينتر
رم- رئال مادريد
سلتيك - بارسلونا
ليون-منچستر يونايتد
شالكه- پورتو
المپياكو - چلسي
فنرباغچه- سويا

آرسن ونگر شششششششششيييييييييييييررررررررره ه ه ه ه ه ه ه ه ه

دومين فوتباليست برتر دنيا


.









